"
قوم گمشده
"
مجاهد مسلمان
*****************
بسم الرب الشهداء./
قوم خسته است از انتظاری بی فرجام و بی سرانجام.!
خسته از تحیر میان حق و باطل و دل شکسته از سرگردانی در برهوت هبوط آدم و حوا..
خسته از انتظار فردایی که هرگز فرا نخواهد رسید و هرگز نخواهد آمد بدین سان که قوم طلب می کند..
خسته از تکاپوی رسیدن به سرابی که در خیال خامش، مقصد و ماوی خود شناخته است..
قوم خسته است از انتظاری تلخ و دردناک.!
و فریاد و فغان از قومی که به بهانه هایی ناچیز، دشنه ها را یک به یک بر قلب هم فرو می آورد و شبانگاه بر مهر خاک، سر سجده می سایند و ندای یا الهی العفو سر می دهند. و غافلند که ذات اقدس وجود واجب الوجود، عفو و مغفرت را نصیب آن کند که لایقش باشد. نه آنکه خویش جامه لیاقت را دیده و خاک اجابت را برباد داده..
امان از این قوم که خود به دست خود و با هزاران امید و آرزو، دیروز را به امروز فروخت و امروز را به فردا وانهاد و فردا و فرداهای دیگر نشست از پس انتظاری که جز تلخکامی و درد سرگرشتگی، هیچ برایش نداشت..
قوم خسته است از انتظاری بی دلیل.!
چرا که آنکس که در انتظارش نشسته است، هرگز نرفته بود تا که بازگردد. بود و به نظاره نشسته بود و انتظار می کشید تا قوم بازگردند.!
اما قوم صحرا به صحرا و کوه به کوه و دشت به دشت و دریا به دریا، در پی او گشته است و غافل از اینکه او در همین حوالی است. در همین نزدیکی. شاید جایی در میان قوم..
آری. قوم گم شده است..
بعدالتحریر:
و تو ای همسفر طریق معرفت، فرقی نمی کند که از کدام تیره ای و بر چه مرامی طی طریق می کنی. تو هستی و باید باشی چونانکه باید..
چونانکه او خواهد..
یازهرا(س)./
ویرایش شده در پنجشنبه 15 آذر 1386 و ساعت
12:12 ب.ظ
نظر ها ()
[لینك مطلب]